X
تبلیغات
رایتل

31 اردیبهشت 1395 ساعت 02:37


دوس دارم پرت شم به ١٠سال دیگه

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

27 اردیبهشت 1395 ساعت 16:45



 ماها همه توو زندگیمون اشتباه زیاد کردیم


باید یاد بگیریم تکرار نشن!

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

14 اردیبهشت 1395 ساعت 04:00


کی می دونه کار درست چیه؟


اصلن این دو روز زندگی ارزش اینهمه فکر و استرس رو داره؟


نمی شه شاد بود ؟

الکی شاد بود؟

بادلیل شاد بود؟



چقدر زن بودن سخته!

چقدر هیچی نگفتن سخته

چقدر نباید توو ایران زن بود!


del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

11 اردیبهشت 1395 ساعت 07:31


شست  پام گوشه زده.از دیروز عصر تا الان دردش نمیذاره کاری کنم. اما علت بیدار موندنم تا این ساعت درد پام نیست.

آخرین بار که بیرون رفتم 2اردیبهشت بود.عروسی دوستم.

ما تا کی نمیخوایم بفهمیم برای چیزایی  که به نفعمون هست ناراحت نباشیم؟ 

و تا کی نمیخوام  بفهمم بخاطر خیالپردازی های بچگونه یا بهتر بگم اشتباه های بچگونه  نباید ناراحت بود و کسی رو سرزنش کرد.

من به هرآنچه میخواهم و نمی خواهم،نمیرسم.

اصلن  ناف مرا با یک نون اضافه بریده اند! نمیشود.نمی ماند. نمی رسد. نمی خواهد و ن...

 

نصف ناخنم را با ناخن گیر گرفتم ولی نمیدانم گوشه ای که زده دقیقن کجاست که انقدر درد دارد. این شست های من هم داستانی دارند!همیشه یک بلایی سرشان  می آید.

همیشه یک بلایی  سرم آمده.


بیرون رفتن از خانه سخت ترین کار این روزهایم هست. بیرون بعدی میشود کنکور!که نروم سنگین ترم. 



باید هرکس یک جودی آبوت باشد که بابالنگ دراز داشته باشد تا ندیده و نشناخته هر حرفی را بهش بزند و بابالنگ دراز فقط گوش کند! والبته در آخر هم ازدواج کنند:دی!!!نخواستم داستان رو تحریف کنم!بهرحال بابالنگ دراز داشتن  خوب است.

جودی بخاطر داشتن میز تحریر و بابا لنگ دراز و سالی  خوشبخت ترین دختر بود.


del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

15 فروردین 1395 ساعت 01:21


تا حدودی!دوست داشتم برای ارشد بخوانم و کتاب خریدم و این چیزها!

ولی مصادف شد با عقد یک خواهرم و عروسی خواهر دیگرم و همینطوری دوماهش رفت.

حالا یک ماه مانده به کنکور

و من نه انگیزه ای دارم

نه حسی

نه هیچی!

دلم نمیخواهد این رشته ی اشتباه را تکرار کنم.

کنکور را قبول نمی شوم


برای کنور بعدی نقشه ای نمی کشم


همیشه هرچیزی را که بخواهی،نمی شود.

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

7 اسفند 1394 ساعت 03:26

اینکه سال  عاطفی!(یعنی سال بر اساس تولد من!نه میلادی و قمری و شمسی!)پیش چطور گذشت مهم نیست.چون میگذرد غمی نیست!ولی خب گذشتنش هم غمگین بود!حالا بیخیال!

امسال تولدم با یک حس خوب همراه است.

حسی که نوید یک سال تولدیه خوب رو می ده!

یعنی از 7اسفند 94تا 7اسفند 95 من میتونم حس خوبی داشته باشم.

یک حس بی تفاوتی شیرینی هم دارم که هنوز تحلیلش نکردم!اما خوب است.از کجا امده و آمدنش بهر چه است در هاله ای از ابهامه!


در هرصورت تولدم مبارک


مادرم میگه:چه عجب یک روز تولدت خوشحالی تو!راست هم میگوید. همیشه تولدهام ناراحت بودم. حتمن دلیلی جز تولد داشت. اما ب مادرم نمیگفتم.

امشب  ب پدیده ی!!زایمان خیلی فکر کردم! به مادرم که چه شب پر از استرس و دردی رو تحمل کرد. و من امروزها!کاری جز بیشتر شدن درد و استرسش نمیکنم!


خوب بودن سخت نیست.اصلن سخت نیست! فقط اول باید سر آدم به سنگ بخورد تا خوب شود!من با یک برنامه ی منظم دارم روی اخلاقم کارمیکنم!اما چون هنوز روی غرور و خودپسندی کار نکرده ام:دی. باید بگم که نتیجه بخش بوده تا حدودی.بهرحال حیوان هم با آموزش و تمرین  ادب میشود.چ برسد ب من که خلیفه الله هستم!

اما صبرم کم است.کظم غیظ لازمم !



تولدم مبارک!تولد آراد،خواهر زاده ی بهترینم هم مبارک. کسی ک خالصانه دوستم دارد و عاشقانه میپرستمش.





del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

8 بهمن 1394 ساعت 00:10


سن آدم بالاتر که می رود،نیازش به یک دوست،یا یک اکیپ دوستی!بیشتر می شود.

شاید این که من تا الان که یک ماه دیگر یک سال ! به سنم اضافه می شود دوستی نداشتم خیلی عجیب باشد.


عجیب مثل اینکه یک نفر تا 24 سالگی سیب نخورده باشد!


الان احساس میکنم. آدم،تنها دوام نمی آره!نیاز به دوست به اندازه ی نیاز به هوا مهمه!



del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
1 2 3 4 5 ... 14 >>